یکی از همین روزها از دست این مردم یک ماشین زمان برمیدارم و برمیگردم به بهترین دوران زندگیم و بدون اینکه بمیرم، در این زمان از بین میرم. این کار را انقدر انجام میدم که یکی از دوره های زمانیم پر میشه از نسخه های من، در حالی که توی سایر دوره ها به طور کامل از بین رفتم.

خب یک چیزی همین الان به ذهنم رسید.

طبق نظریه انیشتین، یک مجموعه نامحدود از جهان ها در زمانهای مختلف وجود داره، که من با حرکت در زمان عملا از جهان خودم بیرون میروم و وارد یکی از این جهانها میشوم. 

سوالی که بوجود میاد اینه، آیا زمانی که من تصمیم میگیرم به گذشته سفر کنم، سایر مجموعه های قبلی همچین تصمیمی نمی گیرن؟؟ صد البته میگیرن، پس همه ی ما با هم به گذشته باز می گردیم. در نتیجه بازگشت من به یک نقطه زمانی دقیق در گذشته باعث میشه که بینهایت جهان موازی که در فواصل زمانی بین لحظه مبدا و مقصد قرار دارن هم همچین عملی را انجام بدن که منجر به تولید بینهایت نسخه از من در یک جهان و حذف ما از سایر جهانها میشه. 

خب پس خیلی راحت می شه یک ارتش خیلی بزرگ درست کرد از خودم و در یکی از زمانها حکومت کرد.

این هم جوابی کوبنده برای دوستانی که فکر می کردن من حالم خوبه


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۱ساعت 14:12 توسط نوروتیک |