دسته ی اول، سردرگمن، از خودشون اما هیچ هدف و برنامه ای ندارن،امیدوارن به یک اتفاق، تا بیفته و شرایط رو دگرگون کنه و ناگهان به شرایط رضایت بخششون برسند.
دسته ی دوم، سخت کوشن، از خودشون ناراضی هستن و میدانن چرا و چطور میتونن به جایگاهی که میخوان برسن. همه چیز رو برنامه ریزی کردن و براش تلاش میکنن اما انقدر این برنامه و شرایط ایده ال دور از دسترسه که تمام عمرشون هم برای رسیدن بهش کافی نیست.
جالبه، دسته ی دوم، دسته ی اول را مسخره میکنن بخاطر بی برنامه گی
در صورتی که درواقع هردو به یک اندازه در پذیرفتن خودشون مشکل دارند.