+ آره،مثل مسخ، فقط خودم همون اول با دمپایی میکشمت. نمی ذارم 200 صفحه رمان از روت بنویسن
- تو اگه می تونستی سوسک بکشی، الان اینجوری بقل من نبودی، میرفتی سوسک زیر تخت رو می کشتی
+ مگه نگفتی زیر تخت سوسک نیست!!
- خب چرا، یعنی نمی دونم، شایدم باشه
+ چی!!! اذیت نکن دیگه ...
- باشه عزیزم، شوخی کردم
+ قسم بخور که زیر تخت سوسک نیست
-قسم بخورم؟ به چی؟
+چه میدونم، به خدا
-به خدا؟ حداقل یچی بگو که وجود داشته باشه
+ ببین لوس نشو دیگه، قسم بخور
- خب به چی؟
+ چه می دونم به هرچی، به جون من، جیغ می کشما!
-باشه، باشه، به جون تو قسم که زیر تخت هیچی نیست
+ببین قسم خوردیا، اگه دروغ بگی سوسک میشی
ادامه از اول داستان