مگه میشه ادم در این دنیا زندگی کنه و انواع تراژدی را تجربه نکنه؟

هردقیقه از این زندگی بهانه ای برای دلتنگی، دلشکستگی یا دلبریدنه. و دردناکترش اینه که شاید دلیل تمام این مشکلات دلی یه چیز خیلی ساده مثل خستگی ذهنی باشه.

حس کودن بودن به ادم میده وقتی میفهمه برای یک مشکل به سادگی خستگی دنبال راه حل های پیچیده میگشته. البته این حس کودن بودن تا زمانی در ادم باقی میمونه که متوجه نشده باشه تمام ادم ها اینجورین.

به محض اینکه میفهمه اطرافیانش هم این مشکل را دارند یک نفس راحت میکشه و فقط بخاطر اینکه دور برش پر از ادم های کودن مثل خودشه است حس میکنه خیلی هم کار اشتباهی نمیکرده. و این درواقع مشکل بزرگ تمام ادم های این جهانه، مشکلی که شاید هیچ وقت متوجه اش نشیم یا اگر هم بشیم راه حلی بجز فرار ازش پیدا نکنیم.

مگه میشه ادم در این دنیا زندگی کنه و انواع تراژدی را تجربه نکنه؟ فکر میکنم تفاوت ادم خوشبخت و بدبخت بیشتر توی گذر از این تراژدی هاست تا تجربه کردنشون.

+ نوشته شده در دوشنبه نهم فروردین ۱۳۹۵ساعت 16:28 توسط نوروتیک |