یک خطیه، که دارم از روش حرکت میکنم. می دونم من را به کجا می رسونه و می دونم دوست ندارم پایان کارم اونجا باشه. ولی هرچی تقلا می کنم نمی توانم ازش خارج شم. انگار نقطه شروع را اشتباه انتخاب کردم. ولی هیچ نقطه شروع بهتری نمی بینم. فکر کنم یک جای کار یک گندی زدم که هر بار بهش فکر می کنم ذهنم درجا می زنه.

+ نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 23:33 توسط نوروتیک |