یه وقتایی هست با یکی صحبت می کنی که طرف خودشو خیلی قبول داره، همچین که تو هم باهاش صحبت می کنی حتی با اینکه میدونی داره چرت می گه، ولی چون خود طرف (یا شاید چند تا از اطرافیانش) بدجور قبول داره خودشو حرفشو گوش می کنی. بعد میری میشینی هر جور فکر می کنی میبینی نمی تونی منطقشو بفهمی ولی تهش دلت باهاشه چون خیلی طرف به خودش ایمان داشته. اون وقته که این مغزه پوک شروع می کنه آسمون ریسمون بافی تا بتونه یه جوری بره خودش این چرندیات رو اثبات کنه. و در نهایت، سری بعدی که طرفو می بینی، کاملا به حرفاش ایمان داری.

نمی دونم این فقط مرضه منه یا بقیه هم دارن

+ نوشته شده در سه شنبه دهم آبان ۱۳۹۰ساعت 23:56 توسط نوروتیک |