کودک لجباز چند روزیه که از خواب بیدار شده. هنوز در حال خمیازه کشیدنه ولی هر از چند گاهی فریادی می زنه تا اطرافیان از حضورش مطلع شن. حدود 20 سالی می شد که با لالایه پیرمرد دانا به خواب رفته بود ولی چند روز پیش با آخرین فریاد های مرد خجالتی زیر تازیانه های اطرافیان از خواب بیدار شد. حالا این اونه که به مرد خجالتی تازیانه می زنه و به هیچ کس به جز خودش همچین اجازه ای رو نمیده. مرد خجالتی حس خوبی درونش داره اما مثل همیشه شک تمام وجودش رو فرا گرفته. در حالی که کودک لجباز با اطمینان کامل ضربات تازیانه رو به پشتش می زنه.

یک قدم نزدیک تر به بلوغ،

یک قدم دورتر از دیگران

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۱ساعت 18:58 توسط نوروتیک |