همون مسیر همیشگی، همون ساعت همیشگی ولی ترافیک تکراری نبود. البته نه اینکه روز خاصی باشه، نه یک روز خیلی معمولی بود. ده دقیقه ای بود که توی ترافیک مونده بودیم یاد حرف مادرم افتادم توی این شرایط، همیشه میگه ایشالا که تصادف نشده باشه. منم با خودم فکر کردم ایشالا که تصادف نشده باشه.

اما یه لحظه یه چیزی به ذهنم خطور کرد. اگر تصادف نشده باشه، اینکه چه دلیلی میتونه داشته باشه این ترافیک؟ غیر از اینه که چند نفری حق خودشون را بیشتر از بقیه میدونستن و بدون توجه به تابلو سعی کردن مسیری رو یک طرفه بیان؟ یا سعی کردن زرنگ بازی در بیارن و راه دیگران رو بگیرن؟ ایا غیر از اینه که یه جمعیت بزرگی از همین کسایی که توی ترافیک هستن هیچ اهمیتی به فرهنگ رانندگی ندادن و هرجایی که دلشون خواسته نگه داشتن. که مسافر بزنن، ادرس بگیرن یا حتی یک صحنه تصادف را تماشا کنن.

همینجوری که داشتم فکر میکردم پیش خودم گفتم ایکاش تصادف شده باشه. چون اونجوری حداقل همه چیز تقصیر یک نفره. اینجوری هممون مقصریم.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۶ساعت 13:23 توسط نوروتیک |