اسماعیل مردی بود که همسرش قشنگ ترین خنده های جهان را داشت، اما هیچ وقت به شوخی های شوهرش نمیخندید.
و پریسا زنی بود که میدانست روزی خواهد امد که دیگر زیباترین زن زندگی شوهرش نخواهد بود و این فکر تمام روزهای قبلی را هم براش خراب کرد.
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۵ساعت 9:20 توسط نوروتیک
|