بچه که بودم همیشه تو جمع بلند بلند حرف می زدم، با همه راحت بودم، راجع به همه چیز حرف می زدم. یکم که بزرگتر شدم، به نظرم این رفتارم خیلی احمقانه اومد، پیش خودم می گفتم عجب احمقی بودم. هر وقت کسی رو میدیدم که رفتاری شبیه رفتار بچگی من نشون می داد مسخرش می کردم. یکم که بزرگتر شدم فهمیدم در واقع اون رفتار تو بچگی درست بوده، و مربوط به بچگیم میشده و اینکه این رفتار رو مسخره کنم درواقع کار احمقانه ایه، پس هر کسی رو که می دیدم داره یه بچه رو بخاطر این رفتارهاش مسخره می کنه دعواش می کردم، طوری که متوجه اشتباهش بشه. تازگیا فهمیدم که در واقع اون رفتارم هم درست بوده، چون داشتم بزرگتر وعاقل تر می شدم و رفتار قبلی رو در خودم از بین می بردم. حالا می دونم که رفتار چندسال پیشم کار درستی نبوده، ولی اگه کسی رو ببینم که اون رفتار رو از خودش نشون می ده بهش چیزی نمی گم، چون میدونم چند سال دیگه همین حرفرو به الان خودم خواهم زد و یه جایی باید این قضیه تموم شه.

+ نوشته شده در جمعه بیستم آبان ۱۳۹۰ساعت 20:12 توسط نوروتیک |