من 

مثل برادری هستم که در فیلم های هندی کشته شده و انتقام خونش گرفته می شود.

مثل هیولایی هستم که در فیلم های ترسناک همیشه در تاریکیست.

مثل نامه نویسی هستم که در فیلم های عاشقانه فقط نامه هایش خوانده می شود.

مثل سایه ی بابالنگ دراز 

مثل نقش اول تمام فیلم نامه هایی که خواندی و فیلم نشدند.


من مثل یک سایه بدون تصویر هستم، وجودم در ذهن تو آغاز درآن پایان می یابد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۱ساعت 15:34 توسط نوروتیک |